جام بلا
حرفهای ناتمام
۱ زن! ما به كوه نرفته بوديم كه در دره بيافتيم ماجراي سقوط را از قلهنشينان بپرس ۲ سكوت كني ديوار قصيدهاي ميشود دشوار كه شاعران عصر حجر هم در معناي كلماتش عاجزند ۳ اين قندهاي مكعب مستطيل اين شكلاتهاي شيك پوش - اگر بگذارند- تلخي چشمهات را با هيچ چيز عوض نميكنم
عابد اسماعيلي از دست من ناراحت است البته قدري حق دارد _ فقط قدري _ديشب او را ديدم اگر چه مي خنديد اما هنوز هم ناراحت به نظر مي رسيد اين شعر براي او که مي گفت : ديوانه از ديوانه دل چرکين نخواهد شد. از خاطرات کهنه و تا خورده ام پيداست از رنج هاي برده و نا برده ام پيداست پيداست در من نو بهاري سبز مي رويد پيداست از گلهاي نا پژمرده ام پيداست پنهان مکن از من خودت را بي جهت اي دوست تا جاي جاي خنجرت بر گرده ام پيداست "ديوانه از ديوانه دل چرکين نخواهد شد" اين از دو چشم خيس و باران خورده ام پيداست تو عابدي _ بر منکرش لعنت _ ولي من هم کفري ميان مذهب افسرده ام پيداست - صرف نظر از عشق - رد سرخ هجرانت بر زخمهاي تازه و نشمرده ام پيداست
ظهر تابستان است سايهها ميدانند كه چه تابستاني است ببار از ديده دامن دامن اي اشك اينروزها قيمت نان در نمازم تاثير مستقيم دارد اينروزها بزرگ شدهام و بايد مواظب حرف زدنهايم باشم نگاههايم را جوري تنظيم كنم تا خللي به بزرگ شدنم وارد نسازد بايد هر نوع غذايي نخورم تا كلسترول و قند و اوره خونم بالا نرود بايد آرامشم را در همه حال حفظ كنم تا گروههاي فشار خونم دست به اعتراض نزنند. بايد هرجايي اقدام به قدم زدن نكنم و با هر كسي دوست يا دشمن نشوم بايد موهايم را صحيح كوتاه كنم پيرهن و شلوار و كفشم را مطابق سليقه جامعه انتخاب كنم . بايد كار كنم از صبح تا شب و يادم باشد كه به رئيسم ، رئيس رئيسم و تمامي مافوقهايم احترام بگذارم و در مقابل اوامرشان چيزي جز بله قربان ، حتماً ، باشه چشم ، هرچه شما بفرمائيد و امر امر شماست از دهانم بيرون نيايد. تمام تلاشم اين باشد كه مبادا و مبادا منحني اخمي در پيشانيشان شكل بگيرد و در نامههايم آنها را با القاب جناب رياست محترم مستدام الدوله عمري اضافاته و كرمي كراماته خطاب كنم. من بزرگ شدهام لذا بايد روزنامه بخوانم كتاب بخوانم مجله بخوانم به خبرهاي كذب و غير كذب تلوزيون و راديو گوش دهم تا بي خبر نباشم. اينروزها به دليل بزرگ شدنم بايد داراي فكر، ديدگاه و انديشه سياسي باشم و آنها را مطابق جيبم انتخاب كنم كه در غير اين صورت كلاهم پس پس معركه است. اينروزها قيمت نان در نمازم تاثير مستقيم دارد و اگر به همين منوال پيش برود هيچ بعيد نيست كه نانوايي قبلهام شود. اينروزها آزادي در گلبولهاي سفيد و جنگ در گلبولهاي قرمز خونم در رفت و آمد هستند طوري كه مرا به حركات موزن وا ميدارند و مغزم را به دادن فرمانهاي ناروا و روا وادار ميكنند - البته اهل علم و غلم اين حالت را روايتي از احزاب باد ميدانند- اينروزها دچار انحراف بيني شدهام به نحوي كه نميتوانم راحت نفس بكشم و همه آدمها را در دو مدل ميبينم راستش اينروزها بجاي خدا بنده خدا در نوسانات زندگيام جريان دارد و ماه را دست نيافتني ميبينم- اگر به ماه نگاه كنم – اينروزها بزرگ شدهام اما مادر جان كودكي چقدر خوب بود كاش مرا بزرگ نكرده بودي پياده روي در عصر دل درد ميآورد ديروز (جمعه ۱۶/۱۲/۸۷ ) سيد محمد خاتمي كانديداي اصلاح طلبان در مصلي ياسوج به سخنراني پرداخت و در جواب به شعار يا مرگ يا آزادي مردمي كه از ساعاتي قبل در مصلي و اطراف آن گرد هم آمده بودند گفت: هم آزادي ، هم زندگي ، هم اخلاق ، هم پيشرفت ، هم توسعه مگر انقلاب اسلامي چنين نميخواست ؟ لازم به ذكر است كه ديروز اداره تربيت بدني ياسوج دست به يك اقدام خارق العاده زد و پياده روي همگاني صبح خود را كه در دلش سه دستگاه خودروي پرايد به عنوان جايزه جاگذاري كرده بود و هميشه و در همه جاي كشور در صبح انجام ميشود به عصر بردند تا با تلاقي آن با سخنراني سيد محمد خاتمي از رفتن مردم به محل سخنراني خاتمي جلوگيري كنند اما مردم غيور ياسوج اين جايزه را به لقاي برگزار كنندگان اين پياده روي سپردند و با رفتن به ديدار سيد محمد خاتمي به اين عزيزان فهماندند كه پياده روي در عصر دل درد ميآورد. یک غزل قدیمی صبح عيد بعد از سه سال صبر پريروز صبح عيد بر دوش ابرهاي مسافر سرت رسيد بر پلکهاي بسته ذهنت نشسته بود خوابي که رفته رفته کسي را نمي شنيد شبهاي شعر چشم تو ديگر نمي سرود شعري که داشت در دل خود مصرعي اميد اي دستهاي سبز و معطر که در فضا بوي گلاب خاطره را مي پراکنيد آنروز صبح وقت خداحافظي مان آنروز را دوباره به خاطر بياوريد آنروز صبح وقت خداحافظي مان بغضم شکست و باز "خدا" از لبم چکيد در ضمن اگر كسي جايي سراغ دارد كه ارزانتر از اين قيمتها ميدهد اعلام كند تا ما هم از آنجا خريد كنيم.
کالا قیمت قبل از دوره رياست جمهوري دكترمحموداحمدی نژاد قیمت فعلی میزان افزایش گوشت قرمز 42000 ریال 85000 ریال بیش از 100 درصد گوشت مرغ 12000 ریال 35000 ریال حدود 3 برابر انواع ماهی میانگین 20000 ریال 45000 ریال 225 درصد روغن مایع 8500 ریال 25500 ریال 3 برابر میانگین انواع برنج 10000 ریال 250000 ریال 250 درصد عدس 8000 ریال 22000 ریال 252 در صد لوبیا 10000 ریال 20000 ریال 100 درصد لپه نخود کیلو 6000 ریال 20000 ریال 330 درصد نخود کیلو 5000 ریال 16000 ریال 320 درصد سبزی 2500 ریال 8000 ریال 302 درصد شیر لیتر 2500 ریال 7000 ریال 280 درصد پنیر قالبی 8000 ریال 20000 ریال 250 درصد پنیر محلی هر کیلو 25000 ریال 55000 ریال 202 درصد کره محلی کیلو 35000 ریال 80000 ریال 230 در صد. سیب زمینی کیلو 2500 ریال 6000 ریال 240 درصد پیازکیلو 2000 ریال 6000 ریال 300 درصد گوجه کیلو 2000 ریال 4500 ریال 225 درصد سیب درختی کیلو 5000 ریال 16000 ریال 302 درصد هلو کیلو 8000 ریال 25000 ریال 310 درصد انگور کیلو 3000 ریال 15000 ریال 500 درصد گلابی کیلو 7000 ریال 27000 ریال حدود 400 درصد هندوانه کیلو 1500 ریال 3500 ریال 203 درصد شکر کیلو 7000 ریال 15000 ریال 201 درصد قند کیلو 7000 ریال 15000 ریال 201 درصد چای کیلو 40000 ریال 90000 ریال 202 درصد نوشابه 2500 ریال 7000 ریال 280 درصد سوسیس کیلو 25000 ریال 50000 ریال 200 درصد کالباس کیلو 25000 ریال 60000 ریال 240 درصد شیرینی میانگین کیلو 20000 ریال 40000 ریال 200 درصد ماست کیلو 3000 ریال 6000 ریال 200 درصد ویزیت پزشک با دفتر چه 20000 ریال 40000 ریال 200 درصد دستمال کاغذی 3000 ریال 10000 ریال 303 درصد تخم مرغ 350 ریال 1300 ریال 370 درصد پودر لباس شویی 3000 ریال 7000 ریال 203 درصد مایع ظرفشویی 3500 ریال 8000 ریال حدود 230 درصد ویزیت پزشک متخصص 50000 ریال 80000 ریال 160 درصد آش رشته ماه رمضان کیلو 12000 ریال 20000 ریال 166 درصد حلیم ماه رمضان کیلو 15000 ریال 25000 ریال 166 درصد بنزین لیتر 1000 ریال 4000 ریال 400 درصد اجاره مسکن رهن و اجاره میانگین 100000000 ریال 200000000 ریال 200 درصد مرگ مطبوعات قصد نداشتم در اين وبلاگ چيزي به جز شعر بنويسم اما امروز خبري را در خبرگزاريها ديدم كه دلم نيامد وبلاگم را به آن مزين نكنم. هزینه های پست مطبوعات ناگهان بیست برابر شد دولت عدالت محور جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد طي اقدامي جالب هزينه ارسال مطبوعات را بيست برابر كرد با اين حساب بايد از همين چند نشريهاي كه گاه و بيگاه به دستم ميرسيد چشم پوشي كنم چرا كه در جايي كه من زندگي ميكنم نشريات بسيار كمي وجود دارد و هر هفته در انتظار پستچي بودم تا نشريهاي دستم بدهد. شايد اين اقدام جناب دكتر يك مزيت براي من داشته باشد كه از اين پس به نوشتههاي سياسي روي بياورم و براي مدتي دست از شعر بردارم.
اينقدر غر نزن

| Design By : Night Skin |

